ميرزا شمس بخارايى

258

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

علاقه داشت » . امپراتورى صحرانوردان / 213 . حضور همين تبتيان بودايى سبب شده بود كه جغرافيدانان اسلامى سدهء 4 ه . / 10 م ، « وخان » و « كران » را كافرستان ناميده و مرز آنجا را پيوسته به حدود تبت دانسته‌اند . صورة الارض / 182 ؛ ترجمهء مسالك و ممالك / 233 . در حالى كه به گفتهء ابن خرداد به ، وخّان ، 20 هزار درهم و به گفتهء مقدسى 40 هزار درهم خراجگزار بودند . المسالك و الممالك / 31 ؛ احسن التقاسيم ، ج 2 / 498 . شايد مسلمانان اين خراج را از « در تبّت » مىگرفتند ، چنان كه مؤلف ناشناختهء حدود العالم چنين مىنويسد : « در تبّت ، دهى است و آنجا درى است بر كوه نهاده و آنجا مسلمانانند كى باژ ستانند و راه نگاه دارند ، و چون از اين در بيرون شوى به حدود وخان اندر افتد » . حدود العالم / 121 . مسعودى هم در كتاب خود ، پايان بلخ را بدخشان مىداند و در آنجا از « دربندى » سخن مىگويد كه در برابر اقوام مقيم و بيابانگرد موسوم به « اوخان » نهاده‌اند . امكان دارد كه « وخّان » در ابتدا از نام همين بيابانگردان ترك « اوخان » گرفته شده و بعدها به ريخت « وخان » در آمده است ؛ مقدّسى نيز از اين شهر به نام « اوخان » نام برده است . التنبيه و الاشراف / 61 ؛ احسن التقاسيم ، ج 2 / 498 . بارتولد بر اين باور است كه در سدهء دهم ميلادى مردم اين سرزمين را بت‌پرستان تشكيل مىدادند ؛ امّا از نظر سياسى ظاهرا مطيع اسلام بوده‌اند . تركستان نامه ، ج 1 / 170 ، 171 . در واخان از وجود كانهاى زر و سيم ياد كرده‌اند . كاروانهاى برده‌فروشى كه از آسياى مركزى به خراسان و سپس به سرزمينهاى غرب اسلامى راه مىيافتند ، بيشتر از اين دو شهر « واخان » و « شغنان » مىگذشتند . سرزمينهاى خلافت شرقى / 446 ؛ ترجمهء مسالك و ممالك / 233 . واخان كه در شمال شرقى افغانستان قرار دارد ، تا روزگار خوارزمشاهيان جزو سرزمين تخارستان شمرده مىشد . محمّد خوارزمشاه ، تخارستان را با شهر آبادان بدخشان به امير سرهنگ سام سپرد تا در برابر حملات چنگيز خان پايدارى كند ؛ امّا چنگيز خان ، تخارستان و بدخشان را در سال 1231 م ، به تصرف خود در آورد . پس از اين رويداد بدخشان تحت فرمانروايى مغولان اداره مىشد و خانان محلّى باجگزار حكومت